الشيخ رسول جعفريان

262

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آيا براى عمه‌ات مىپسندى ؟ گفت : نه . حضرت فرمود : مردم هم براى عمه هاشان نمىپسندند . آنگاه حضرت فرمود : فكْرَه ما تَكْرَهُ لِنَفْسِكَ و احِب ما تُحِب لِنَفْسِك . « 1 » اخلاق عبادتى حضرت هم براى اصحاب الگو بود . على عليه السلام مىگويد : در شب صلح حديبيه ، هيچ كس در ميان ما شب زنده‌دار و قائم به صلاة نبود مگر رسول خدا كه تا صبح زير درخت نماز مىخواند و گريه مىكرد . « 2 » ابوذر هم گويد : من در برخى شبها با رسول خدا نماز خواندم ، همراهش مىايستادم تا آنجا كه از درازى نماز حضرت ، سر بر ديوار مىگذاشتم . « 3 » اينها نمونه‌هايى از برخورد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با اطرافيان بود . اكنون مىتوان آن سخن خداوند را كه فرمود : اگر تندخو بودى مردم از گردت پراكنده مىشدند ، بهتر درك كرد . با وجود همهء اين نقلها ، روايتى كه در مصادر اهل سنت شايع است ، حكايت از آن دارد كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مشغول صحبت با اشراف قريش بود . اينجا بود كه نابينايى كه ابن‌ام مكتوم نام داشت بىتوجه ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم انتظار داشت تا به وى توجه كند . دراين لحظه رسول روى ترش كرده و چهره درهم كشيد . درآن لحظه سورهء عبس و تولى در عتاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد . اين روايت را محدثان سنى نوعاً نقل كرده‌اند . اما اندكى بعد كه پذيرش اين نقل مواجه با ذهن نقاد برخى از انديشمندان اسلامى شده راههايى براى خروج از آن مطرح گرديد . شامى مىگويد : حافظ ( ابن حجر ) گفته است : علماى سلف ترديدى در اين كه فاعل « عبس » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بوده نكرده‌اند ، اما داوودى گفته است كه مقصود « كافر » است . برخى ديگر نيز گفته‌اند كه اساساًابن‌ام مكتوم در مدينه بوده و برخوردى با وليدبن مغيره و امية بن خلف نداشته است و بدين ترتيب به نحوى دراين ماجرا ترديد كرده‌اند . شامى اين رأى را نادرست مىشمرد ؛ زيرا ابن‌ام مكتوم در مكه بوده و از مهاجران نخستين به شمار مىرفته است . « 4 » بهر روى از سوى اهل سنت ترديد جدى دراين ماجرا نشده است . در برابر ، شيعه روايت مزبور را نپذيرفته است . در درجهء نخست بدان دليل كه امام صادق عليه السلام ضمن روايتى فرموده است : آيات مزبور دربارهء شخصى از بنى اميه نازل شده كه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ايستاده بود . درآن لحظه ابن‌ام مكتوم آمد . آن شخص چهره در هم كشيد و خود را جمع و جور كرد ، پس از آن ، اين آيات دربارهء او نازل شد . « 5 » طبرسى از سيد مرتضى نقل

--> ( 1 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 7 ، ص 19 ( 2 ) . اخلاق النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، ابوالشيخ ، ص 201 ( 3 ) . همان ، ص 187 ( 4 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، صص 558 - 557 ( 5 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 437